داشبورد مدیریتی

اصطلاح هوش تجاری(BI)” نخستین بار درسال ۱۸۶۵ توسط Richard Millar Devens در اثری با عنوان دایره المعارف ضرب المثل های تجارت و بازرگانی، استفاده شد. در واقع هوش تجاری یا هوشمندی کسب‌ و کار (Business Intelligence) که به اصطلاح BI خوانده می‌شود، به فرآیند تبدیل داده‌های خام به اطلاعات تجاری و مدیریتی گفته می‌شود که به مدیران سازمان کمک می‌کند تا تصمیمات خود را سریع‌تر و بهتر اتخاذ کنند و بر اساس اطلاعات صحیح، عملکرد درست و سنجیده‌ای از خود نشان دهند
شاید به نظر برسد که داشبورد اتومبیل تنها یک لایه نمایش شکیل با طراحی مناسب است، اما چند لحظه به اتومبیلی فکر کنید که نمیتوانید اطلاعی از وضعیت درونی آن داشته باشید و تمام سفرتان را باید با حدس و گمان و احتمال های غلط و درست و تصمیم گیری‌های مبهم طی کنید! و این وضعیت قطعاً غیر قابل تحمل خواهد بود.
داشبورد مدیریت این امکان را به مدیران سازمان ها میدهد که در هر لحظه عملکرد سازمان خود را مشاهده کرده و وضعیت آنرا نسبت به هدفهای استراتژیک پایش کنند. برای این منظور می بایست شاخص های کلیدی عملکرد (KPI: Key Performance Indicator) سازمان و واحدها تعریف شود تا بتوان در هر لحظه از وضعیت شرکت و عملکردها واحدهای سازمانی مطلع شد.
داشبوردهای مدیریتی کمک به افراد تصمیم گیر جهت اتخاذ تصمیمات مناسب و هوشمندانه در راستای پیشبرد درست کسب و کار می باشد چرا که در دنیای سریع و رقابتی امروز جمع آوری و تحلیل سریع داده ها، و تصمیم گیری به موقع می تواند به مزیت رقابتی سازمان تبدیل شود. راهکارهای ارائه شده به منظور هوشمند سازی کسب و کار می تواند بسیار جامع بوده و یا روی مسائل خاصی نظیر مدیریت عملکرد سازمان، تحلیل هزینه ها، بررسی میزان فروش، سرمایه های انسانی سازمان و … متمرکز گردند.

هوش تجاری ترکیبی از تکنولوژی ها و فرآیند هایی به منظور جمع آوری، پاکسازی، تبدیل و در نهایت تحلیل داده به منظور پشتیبانی از تصمیمات کسب و کار است. به طور کلی هوش تجاری شامل فرآیندهایی مانند ایجاد انبار داده، استخراج، تبدیل و بارگذاری داده (ETL)، گزارش گیری، داده کاوی و پیش بینی می باشد. این طیف وسیع از فرآیندها و فناوری‎ها نیازمند تخصص، مهارت و دانش بسیار بالای فنی می باشد.
از طرفی کاربر نهایی کسب و کار، بهتر از همه نیاز خود را می شناسد و می داند چه چیزی مورد نیاز او است. همچنین می داند بهترین نحوه نمایش مد نظرش کدام است. در حالی که ممکن است کاربران فنی در نهایت نتوانند نیاز های او را به شکل مورد انتظار او پوشش دهند. در واقع بیشتر مواقع برخی از نیازمندی ها هنگام ترجمه نادیده گرفته می شوند و حتی از بین می روند.
مراحل کلی هوشمند سازی کسب و کار به شرح ذیل است:
فاز اول: شناسایی فرایندهای سازمان
فاز دوم: تعریف شاخصهای کلیدی عملکرد سازمان و واحدها (KPI)
فاز سوم: طراحی سیستم داشبورد مدیریت
فاز چهارم: طراحی و پیاده سازی نرم افزار

مزایای داشبوردهای مدیریتی
– تعریف شاخص های کلیدی عملکرد سازمان (KPI)
– نظارت بر عملکرد سازمان و واحدها
– کمک به تصمیم گیری سریعتر و بهتر
– نمایش وضعیت کل سازمان در یک نگاه